عبدالله مستوفى

666

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

در همهء كارها مداخله كند ، و اين استبداد خواهد شد ، و هردو جانب قضيه براى كشور مضر خواهد بود ، و آخر الامر بمخالفت اين كار با قانون اساسى رسيده ، و در اين زمينه شرحى افادهء مرام كرده ، از كرسى نطق به زير آمدند ، و از مجلس خارج شدند . داور مانند موافق ، شرحى در بيانات دكتر مصدق ، كه بازهم از همان سفسطه‌هاى معمولى موافقين بود ، تحويل داد ، و به فريادهاى « صحيح است » موافقين ، كه از پردهء جگر مىكشيدند ، سرافراز شده و نشست . بعد آقاى حاجى ميرزا يحيى دولت‌آبادى برخاست . من يقين دارم ، وقتى ايشان به سمت كرسى نطق ميرفته‌اند ، هيچكس از ايشان منتظر نطق به اين قشنگى نبوده است . ايشان به طرز همشهريهاى خود ، با اصطلاحات و استعارات شيرين ، شرحى از قاجاريه مذمت كردند ، و مقدارى از كلفتهائى كه ميگفتند بسلطان احمد شاه گفته‌اند ، صحبت داشته ، و فصلى از خدمات پهلوى تحسين كردند . ولى ضمنا همه‌جا اشاره بحكيم فرموده بودن اين اوضاع كرده ، و بالاخره سبب مخالفت خود اين موضوع را قرار دادند ، كه تغيير قانون اساسى كار خوبى نيست . حقوق‌دانهاى دنيا قلمشان را توى مركب گذاشته ، منتظر هستند ببينند ، چه تغييرى در قوانين اساسى ما رخ ميدهد ، كه در حاشيهء قانون آن را ثبت و ضبط نمايند ! ولى ايشان ، بعد از اين مدح دو رويه‌اى كه از پهلوى كردند ، از مجلس خارج نشده ، و پيدا بود كه با ساير مخالفين هم‌فكرى نداشته ، و بشخصه مخالف بوده‌اند . صداى « مذاكرات كافى است » از هر طرف بلند شد . عده‌اى پيشنهاد كرده بودند ، با ورقه رأى گرفته شود ، تا بتوانند به اين وسيله مرددها را از راه ترس ، مصمم كنند ، و ضمنا خدمت خود را به پهلوى ظاهرتر كرده و بهتر تحويل داده باشند . البته مخالفى نداشت بنابراين ، بمادهء پيشنهادى سابق الذكر ، با ورقه رأى گرفته و باكثريت هشتاد نفر از هشتاد و پنج نفر ، تصويب شد . وجيه المله‌ها و مذبذبين ، البته غير از پنج نفر مخالف ، همه با اجازه و بىاجازه ، غايب شده بودند ، كه از موافقت و مخالفت خود اثرى نگذارند . ابلاغ قانون انقراض سلطنت قاجاريه آقاى تدين ، نايب رئيس و اداره كنندهء جلسهء نهم آبان ، با ساير اعضاى هيئت رئيسه ، مادهء واحدهء راجع بانقراض قاجاريه را به و الا حضرت اقدس پهلوى ، رئيس حكومت موقتى ، در منزل شخصى ايشان ، در ضمن نطق مطنطنى ، ابلاغ كردند . فردا متن قانون مزبور با شرحى از طرف والاحضرت اقدس رئيس حكومت موقتى به تمام مراكز كشور مخابره شد ، و البته مردم ( ؟ ) همه‌جا آرام گرفتند ، و تلگراف تشكر آنها از همه‌جا بمركز رسيد ! بعدازظهر روز 9 آبان بعد از تصويب مادهء واحده ، و قبل از ابلاغ آن به پهلوى دو سه نفر از افسران ارشد مأمور شده بودند ، اثاثيهء سلطنتى را تحويل گرفته ، درب‌ها را مهر ، و محمد حسن ميرزا را از عمارات سلطنتى خارج نمايند . عبد اللّه خان امير طهماسبى رئيس سابق قزاق گارد سلطان احمد شاه هم ، يكى از آنها بوده است . از قرارى كه ميگويند